راهب، کوهنورد و مرگ در شیشاپانگما

0

راهب در چادرهای خیمه ای و دود گرفته مشغول دعا بود، برف نم نمک آغاز شده بود.

در چادر دیگر کوهنورد ادم شده تایوانی با مرگ مبارزه می کرد، او را درون گاموبگ (کیسه پرفشار هوا) قرار داده بودند. باربران تبتی پیچیده درون پوشش سرخ نظاره گر و همراه با راهب کلمات دعا را زمزمه می کردند. یاک چران ها از دشت به کمپ آمده بودند و یاک ها را درون آغل به حال خود رها کرده بودند.

پیرمرد دستفروش که چند کلمه انگلیسی بلد بود سعی می کرد تا با بیان اوضاع برای خود جای پایی در کمپ برپا کند تا به نحوی سنگ ها و پارچه های پرزرق و برق را به کوهنوردان نگران بفروشد. او در پایان هر جمله یک بار کلمه دولو (دلار) را استفاده می کرد تا خریدار بداند او دلار هم قبول می کند!

پایان ناله های مرد تایوانی همراه با گریه ای ریز بود از سوی همنوردان او! راهب سراسیمه خود را به کنار چادر کوهنوردان رساند تا حق دعایش پایمال نشود! پدر با تشر پسران خود را به سمت آغل ها روان ساخت تا یاک های برف گرفته را تیمار کنند.

امشب، چادر تنها به راهب و کوهنورد نگون بخت تعلق دارد. راهب پس از دریافت حق دعایش خارج شده و در مه غلیظ اطراف کمپ به سمت چومولونگما ایستاد تا دعای خود را به سمت مادر خدای زمین به پایان رساند.

مرگ برای مردم تبت حکم حلول روح در جسم دیگری در سر زمین ستم کشیده و ساکنین بام دنیا را دارد.

برگرفته از خاطرات رضا زارعی در سفر به شیشاپانگما

نظر خود را بیان کنید